X
تبلیغات
گروه کوه نوردی و گردشگری رهاد اصفهان - گزارش برنامه ی گردشگری آبشار لردگان

گروه کوه نوردی و گردشگری رهاد اصفهان

گزارش برنامه ی گردشگری آبشار لردگان

به نام آنکه زیبایی از آن اوست

شب با تمام زیباییش شهر را در بر گرفته بود و من با وجود این زیبایی غرق در خود به طرف بچه های رهاد در حرکت بودم. ساعت حرکت مان، 1 بامدادِ روز جمعه، بیست و نهم خرداد ماه بالاتر از ترمینال صفه زیر پل هوایی بود و مقصدمان آبشار لردگان. من و میترا شایان مقدم 20 دقیقه ای با تأخیر رسیدیم. به محض رسیدنمان حمزه باغبان که جلوی مینی بوس ایستاده بود با نگاهی جدی گفت: جریمه شدید، لطف کنید در پایان برنامه جریمه خود را بپردازید. دلم به حال خود سوخت در آغاز برنامه، جریمه...

خلاصه کوله ها را در صندوق عقب مینی بوس گذاشتیم و حرکت خود را به سرپرستی سارا کیخسرو کیانی و اعضاء آقایان: حسین صلواتی، حبیب صلواتی، حمزه باغبان، فرزاد فلاحتی،  مجید مرادمند، حامد اشراقی و خانم ها: لیلا مزدبران، افسانه جعفرطیاری، ندا شاکری، آرزو آتش هوش، مژگان مشایخ، میترا شایان مقدم و مریم باغبان در ساعت 1:25 آغاز کردیم. شور و اشتیاقی ناگفتنی، َبل دیدنی و احساس کردنی، در تک تک مان، جمع صمیمانهِ مان را در خود، از خود بی خود کرده است. آری، باری دیگر در سفر، با هم، به سوی مقصدی که گفتنی ها  در موردش شنیده ایم.آبشاری زیبا در ایوان شهری در قدمت عمر ایران، لردگان. ساعت 5:20 دقیقه در مسیر سبزمان جایی به نیت قربت، نمازمان را عاشقانه خواندیم، خورشید کم کم داشت طلوع می کرد و ما به قصد رسیدن به حرکتمان ادامه دادیم. ساعت 6:20 به لردگان رسیدیم. شهر لردگان از دیرباز مرکزی برای مبادلات عشایری بوده است. در متون تاریخی از لردگان با نام لردجان نام برده شده است. قلعه لردگان در نزدیکی چشمه برم لردگان در دوران لر بزرگ ساخته شده و اکنون تنها، خرابه ای از آن باقی مانده است. آبشار آتشگاه در یکصد و نود کیلومتری شهرکرد و چهل کیلومتری شهر لردگان بعد از روستای میلاس و سردشت در دره ای روح افزا و دل گشا به طول دو کیلومتر در بالادستِ روستای کوچک آتشگاه قرار گرفته است. همان روستایی که خاطرات سرداران ایلامی را به یاد می آورد. دره ای تنگ و زیبا با خصوصیات بکر و طبیعی که در میانش، نهری خروشان جاری است و سنگهای آهکی و گچی و درختان کهنسال گردو و چنار و بلوط و زبان گنجشک پیرامونِ آن را فرا گرفته است. تمامی مسیر این آبشار را از سرچشمه تا اتصال به رودخانه، فضایی سر سبز و بی نظیر از انواع درختان و گیاهان جنگلی در بر گرفته است. شیب زیاد و پستی و بلندی های دره به طول 3 کیلومتر، آبشار های متعدد کوچک و بزرگی را ایجاد کرده است که در فاصله یی 200 متری دو آبشار بزرگ خودنمایی می کنند. پیوند عناصر طبیعی زیبا چون دره، سبزه زار و اقلیم مناسب، فضای بسیار فرح بخشی را جهت تفرج و گشت و گزار در این مکان فراهم می آورد. برای رسیدن به آبشار ما به سمت سر دشت به راه می افتیم. حدود 8 کیلومتر که به سمت سر دشت حرکت کنیم به ده میلاس می رسیم و پس از 10 کیلومتر رانندگی به سردشت می رسیم. مسیر خود را بی آن که در جهتی به انحراف رویم ادامه می دهیم. در طول مسیر از آبزا، گذشته و پس از طی 12 کیلومتر به تقاطع ای دو طرفه می رسیم، مسیر خود را به سمت تقاطع چپ منحرف کرده و پس از 3 کیلومتر به آبشار می رسیم.

ساعت 7 در مقصد، قرار گرفتیم. پرودگارا، چشمان من گوشه ای  از بهشت را می بیند؟ چه کسی می تواند بگوید بهشت اینجا و بر روی زمین نیست؟ شاید هم اینجا زمینی نیست! چه کسی می تواند بگوید فرشته ها را نمی بیند که فرشته ها هر کدام در کنار هم بر این بهشت زیبا قدم برمی دارند و سرود دوستی را می خوانند. آفتاب هم می تابید و با حسرت صدای خندیدن فرشته ها را گوش می داد. گویی او هم دوست می داشت پایین بیاید و در کنار آن ها قدم بر قدم بگذارد. دو طرفمان را درختانی بلند در بر گرفته بودند و در وسط آبی چنان حرکت می کرد و فریاد میزد که دل از هر موجودی می لرزاند. سر قدمِمان حبیب صلواتی بود و عقب دار فرزاد فلاحتی. در حین حرکت حمزه ی باغبان و حسین صلواتی و دیگرانِ همنوردِ پر احساس و خوش نگاهمان، از مناظر اطراف عکس می گرفتند. در مسیر حرکت،  تیم می بایست دست به سنگ از دیواره ای رد می شد. دیوار جای دست خیلی کم داشت. با کمک حسین و حبیب صلواتی من و سایر بچه ها از دیوار رد شدیم. ساعت 7:35 دقیقه برای خوردن صبحانه در جایی، زیر انداز ها را پهن کردیم و نشستیم و در کنار آب مشغول خوردن صبحانه شدیم. ساعت 8:15 دقیقه حرکت کردیم. در مسیر حرکت از دیواره ای که معروف بود به لانه زنبوری، دست به سنگ گذشتیم. در امتداد مسیر باید از آب رد می شدیم. در ادامه ی حرکتمان به شیب تندی برخوردیم، برای بالا رفتن باید از طناب استفاده می کردیم. ساعت 10 بود. درآن شیب فرود را تمرین کردیم. من که شخصا ًبسیار لذت بردم. ساعت 10:45 دقیقه به حرکتمان ادامه دادیم. ساعت 11 به آبشاری که در  نزدیکیِ چشمه ای بود رسیدیم. 15 دقیقه ای استراحت کردیم. بچه ها شروع به عکس گرفتن کردند و دوباره به راه افتادیم. ساعت 11:50  دقیقه بود که برای خوردن ناهار ایستادیم. ناهار را برتخت سنگی بزرگ در کنار آب خوردیم و تا ساعت 13:45 دقیقه در آن جا استراحت کردیم و بعد به سمت مبداء حرکت کردیم. ساعت 15:35 دقیقه به آبشاری که در کنار لانه زنبوری قرار داشت رسیدیم. برای پایین آمدن از آبشار دو گروه شدیم. یک گروه به سرپرستی لیلا مزدبران و اعضاء: آرزو آتش هوش، ندا شاکری، میترا شایان مقدم، مژگان مشایخ و مریم باغبان از دیوارِ لانه زنبوری دست به سنگ پایین آمدیم و گروه دوم به سرپرستی سارا کیخسرو کیانی و اعضاء: حبیب صلواتی، افسانه جعفر طیاری، حسین صلواتی، حمزه باغبان، فرزاد فلاحتی، مجید مرادمند و حامد اشراقی. افرادی چون باغبان و حسین صلوتی و اشراقی اولین فرود خود را تجربه می کردند. بچه ها همگی، یکی پس از دیگری از آبشارِ به ارتفاع 30 تا 35 متر با زدن کارگاه طبیعی فرود آمدند، اما فرود سارا سرپرست برنامه واقعاً زیبا بود. فرودش همچون خودش با آرامشی خاص همراه بود. ساعت 16:45 دقیقه فرود تمام شد و به ادامه مسیر پرداختیم. ساعت 18:30 دقیقه به مبدأ رسیدیم. آبی به دست و روی زدیم، لباس ها را عوض کردیم و همگی سوار بر مینی بوس شدیم. ساعت، 19 بود که به سمت اصفهان به راه افتادیم. در تمام طول برنامه سر قدم توانست نظم گروه را حفظ کند و خانم سارا کیخسرو کیانی با آن وجود پر انرژی و پر مهرش توانست برنامه ای بسیار زیبا را به تمام بچه های گروه هدیه دهد. ساعت 23:30 دقیقه به اصفهان رسیدیم و این بود پایان سفری سبز.

کمیته ی گزارش نویسی(نویسنده ی گزارش: آرزو آتش هوش)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 2:32  توسط rahad group  |